X
تبلیغات
رایتل

یک برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره می کنم,امروز هم گذشت,با مرور خاطرات دیروز,با غم نبودنت و سکوتی سنگین,و من شتابان در پی زمان بی هدف,فقط میروم,میروم,یاس ها هم مثل من خسته اند از خزان و سرما,گرمی مهر تو میخواهند,غنچه های باغ هم دیگر بهانه میگیرند,میان کوچه های تاریک غربت و تنهایی,صدای قدم هایت را میشنوم اما تو نیستی,فقط صدای مبهم,قول داده بودی برایم سیب بیاوری,سیب سرخ خورشید,سیب سرخ امید,یادت هست؟... 

رفتی و خورشید را هم با خود بردی,و من در این کوچه های تنگ و تاریک,سر گردانم و منتظر,برگی از زندگی ام را ورق میزنم,امروز به پایان دفترم نزدیکم.................



تاریخ : چهارشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1390 | 02:16 ب.ظ | نویسنده : مرتضی | نظرات (2)
.: Weblog Themes By VioletSkin :.