X
تبلیغات
رایتل

نفسم به شماره افتاده است
ز تنگی دل
کجاست سنگ صبور قصه مادر
تا بر کند نیزه های غم را
که فرو رفته اند در جگرم
تو را چه می شود ای دل؟
که چنین خود را آماج نیزه های تیره رنگ می کنی!
تو که باغچه بودی
تو که یاد گلها،دانه های سبز را، در خود زنده می داشتی
چه شد آخر!؟
کدام دست پلید
آن دانه های پیچک غم را در خاک گرم تو پاشید
غم چیست؟
غم کیست؟
که چنین در گذر از باغ سبز دلم-داس به دست-
تک،تک، گل های قلبم را بر جان من خاک می کند
دل در عزای کدامین گل نشکفته در بهار
در سوگ کدام لاله بموید به درد 

تقدیم به m.s امیدوارم هر جا هستی خوبو سلامت باشی 

خیلی دلم برات تنگ شده



تاریخ : یکشنبه 7 فروردین‌ماه سال 1390 | 06:10 ب.ظ | نویسنده : مرتضی | نظرات (2)
.: Weblog Themes By VioletSkin :.