X
تبلیغات
رایتل

کاش آن شب را نمی آمد سحر

کاش گم در راه پیک بد خبر

ای عجب کان شب سحر اما به ما

تیره روزی آمد و شام دگر

دیده پر خون از غم هجران و او

با لب خندان چه آسان بر سفر

ای دریغ از مهربانی های او

دست پر مهر آن کلام پرشکر

غصه ها پنهان به دل بودش ولی

شاد و خرم چهره اش بر رهگذر

در ارزان زان ما بود ای دریغ

گنج پنهان شد به خاک و بی ثمر

تا پدر رفت آن سحر از پیش رو

بی نشان را خاک تیره شد به سر
تسلیت واژه کوچکیست در برابر
غم بزرگ شما
از خداوند صبر برای شما و خانواده محترم خواهانم
امیدوارم که غم آخر زندگیتان باشد 

امروز سومین روز در گذشت پدر دوست عزیزمه 

این پست اینجا گذاشتم که همگی در غم اون سهیم باشیم



تاریخ : چهارشنبه 25 اسفند‌ماه سال 1389 | 08:22 ب.ظ | نویسنده : مرتضی | نظرات (1)
.: Weblog Themes By VioletSkin :.