X
تبلیغات
زولا

غم

 

امشب از هر چه غم است ،خبری خواهد شد

شب خون شعر من امشب خطری خواهد شد

در کوره راه غبار آلوده ام بنشینم ، شایـــــد

گم کرده  راهی را از ان گذری خواهد شد

در خیالم همه فکرم سفری بود که بودی

باشی اگر سوای خیال من هم  سفری خواهد شد

گناه من مگر چه بود که مجال بخششش نیست

از گناه کبـــــیره با توبه ای حذری خواهد شد

گاه رفتن گفته بودی همگی کار قدر بود

دعای من گر بگیرد صبح فردا قدری خواهد شد

صبح فردا گر گشایم چشم و اینجا باشی

در عالم خنده های من محشری خواهد شد

خوش بین مباش شاعر تنها نمی آید  او

بخواب که حس غزل بود و  سپری خواهد شد



تاریخ : جمعه 29 بهمن‌ماه سال 1389 | 01:31 ب.ظ | نویسنده : مرتضی | نظرات (0)
.: Weblog Themes By VioletSkin :.